احمد بن محمد ميبدى
75
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
[ آيات 187 - 186 ] ( تفسير لفظى ) 186 - وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَ لْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ . و چون بندگان ، مرا از تو پرسند ، من نزديكم و خواندن آنان را پاسخ مىگويم هرگاه كه مرا مىخوانند ، پس بايد بندگان من فرمان مرا اجابت كنند و به من ايمان آورند تا به راه راست و راستى بمانند . 187 - أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيامِ الرَّفَثُ إِلى نِسائِكُمْ هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَخْتانُونَ أَنْفُسَكُمْ فَتابَ عَلَيْكُمْ وَ عَفا عَنْكُمْ فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَ ابْتَغُوا ما كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَ كُلُوا وَ اشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيامَ إِلَى اللَّيْلِ وَ لا تُبَاشِرُوهُنَّ وَ أَنْتُمْ عاكِفُونَ فِي الْمَساجِدِ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلا تَقْرَبُوها كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ آياتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ . شب روزهائى كه روزه داريد آميزش و نزديكى با زن روا است ، ايشان آرام شما و شما آرام ايشانيد ، خدا دانا است كه شما كج مىرفتيد و به خود خيانت مىكرديد ! پس خداوند شما را توبه داد و شما را عفو كرد ! از اكنون به زنهاى خود برسيد . و بجوئيد آنچه را كه خداوند روزى شما نوشته و بخوريد و بياشاميد تا تيغ روز از دامن شب در بامداد نمايان گردد ، پس از ان روزه را تمام كنيد تا آغاز شب و درحالىكه معتكف در مسجد هستيد به زنهاى خود نزديكى و آميزش نكنيد ، خداوند نشانيهاى پسنديدهء خويش را اينگونه براى مردم بيان مىكند تا از خشم و ناپسندى وى بازپرهيزيد ! ( تفسير ادبى و عرفانى ) 186 - وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي . . . تا آخر آيه . چون بندگان من مرا از تو پرسند ، آنان كه در حلقهء حرمت ما در آويختند و در كوى ما گريختند ، هرچه جز ما است گذاشتند و خدمت ما برداشتند ، با ما گرويدند و از اسباب ببريدند جامهء بلا به تن پوشيدند و مهر ما بجان و دل خريدند ، عاشق در وجود آمدند و با عشق بيرون شدند ! با عشق برون شد از عدم مركب ما * روشن ز شراب وصل دائم شب ما زان مى كه حرام نيست در مذهب ما * تا باز دگر خشك نيابى دل ما اينچنين بندگان و اينچنين دوستان چون مرا از تو پرسند و نشان ما از تو خواهند بدانكه من ناخوانده به آنها نزديكم . لطيفه : موسى در آن شب ديجور در آن پايان طور صداى حق شنيد از سوز دل و بىتابى گفت خدايا ، خواننده را شنواندى ! كجات جويم ؟ ندا آمد چنان كه خواهى مىجوئى ، كه من با توأم و نزديكترم به تو از جان تو در كالبد تو ! و از رگ جان تو به تو ! و از سخن تو به دهان تو ! گفتم صنما مگر كه جانان منى * اكنون كه همى نگه كنم جان منى بىجان گردم اگر ز من برگردى * اى جان جهان تو كفر و ايمان منى ! فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ . . . تا آخر آيه . من به بندگان نزديكم ، نزديكان را دوست دارم خوانندگان را پاسخ گويم ، جويندگان را به خود راه دهم ، بندهء من به من نزديك شو تا به تو نزديك شوم بندهء من ، تو مرا مىخوانى من تو را اجابت مىكنم ، و من تو را به رسالت رسول خود مىخوانم اجابت كن ، بندهء من ، در دعا بگشاى تا در